



مطمئنا برای خیلی از ماها این وضعیت پیش آمده که در قسمتی از پیاده روی یک کوچه و یا خیابانی راه می رفته ایم و ناگهان با هیبت خودرویی در پیاده رو مواجه می شویم که قسمتی از پیاده رو را بسته و عابرین نمی توانند از آن قسمت عبور کنیم. معمولا در این زمان در دلمان به راننده ناسزا می گوییم که چرا خودرویش را این چنین پارک کرده که کسی نتواند از پیاده رویی که حق عابران است عبور کند. مطمئن این حرکت یک خودخواهی کامل است. در تصویر بالا هم نمونه ی این خود خواهی را به وضوح می بینیم. خودرویی که با پارک نامناسب اش پیاده رو را کاملا بسته است. در این مواقع بهتر است که آقای راننده به فکر زمان های پیاده روی خود و ناسزاهایی که به دیگر رانندگان خاطی کار می دهد بیوفتد، تا دیگر خودرویش را اینطور پارک نکند.
متاسفانه ریختن نا به جای زباله ها در کوچه و خیابان های سطح شهر، به جوی های آب ، یا کناره های سطل های زباله منتهی نمی شود. بعضی ها برای دفع زباله های خود خلاقیت هایی را خرج می کنند که اگر این خلاقیت ها را در جاهای مناسب تری خرج می کردند، مطمئنا انسان های موفق تری میشدند. نمونه ی این خلاقیت ها هم سنگ های جلوی متروی علی آباد است که بعضی ها به خاطر اینکه این سنگ ها شکل و شمایلی نزدیک به سطل های زباله دارند، رسما این استفاده را از آن ها می کنند و زباله های خود را درون گودی این سنگ ها میریزند. جالبی این ماجرا هم برای زمانیست که بدانیم درست با چند قدم فاصله از این سنگ ها زباله دان بزرگی در محوطه ی مترو قرار دارد که هر کسی می تواند زباله هایش را در آنجا دفع کند. اما راز اینکه چرا بعضی ها دوست ارند زباله هایشان را اینطور دفع کنند، معلوم نیست.
شاید بتوان از ساختمان های درحال ساخت و سازی که مسائلی مانند حریم شخصی و عمومی را رعایت نمی کنند به عنوان نمونه ای از در بی نظمی های اتفاق افتاده در کوچه ها و خیابان ها ا نام برد. مهندسانی که نقشه ی حاضر شدن هر چه سریعتر ساختمان ها را می کشند و کارگرانی که به خاطر سریعتر انجام شدن کارها مجبور اند مصالح و بار ها را در هرجایی از کوچه و خیابان خالی کنند. با این حال بعضی ها هم هستند که به حریم دیگران احترام می گذارند و ساختمان سازیشان را طوری پیش می برند که برای دیگر همسایه ها مشکلی ایجاد نکنند. نمونه کار این کارگران درستکار را هم در تصویر زیر می بینیم، ساختمانی که دورش را با در و پنجره های ساختمان قدیمی حصار کشیده اند تا نه مصالح به این طرف و آن طرف پخش شود، و نه ناخود آگاه فضای خیابان اشغال شود.
نمی دانیم چرا تازگی ها جای خیلی از چیزها عوض شده و عده ای دوست دارند تا بسیاری از آنچه که برای خود جایگاه مخصوصی دارند را در جاهای مختلف و عجیب قرار دهند. چسباندن آگهی روی تابلوی راهنمایی و رانندگی به جای تابلوی اعلانات، بستن گاری به درخت به جای قرار دادن در حیاط و یا جایگاه مخصوص، پارک خودرو در پیاده رو به جای پارک کردن در خیابان و ... از نمونه های آشنای این جابجایی ها در زندگی ما شده. معمولا نتیجه ای که این جا به جایی ها در زندگی مان ایجاد می کند، بی نظمی خاصی است که چه از نظر مالی و چه از نظر زمانی به ما ضرر می زند و خودمان هم می دانیم که تنها راه از میان برداشتن این بی نظمی ها ، از بین بردن چنین عادات بدمان در زندگی روزانه مان است. تصویر کنار هم نمونه ی عجیب و کم تر دیده شده ای از این نوع بی نظمی ها است. کولری که در وسط پیاده رویی قرار دارد و از آن برای خنک کردن خانه و یا کارگاهی در زیر زمین یک ساختمان تقریبا قدیمی استفاده می شود. با همان نگاه اول به عکس می توان فهمید که پیاده روی کوچک خیابان قربانی که این کولر را در خود جای داده، با وجود تیر برق، درخت ها ی داخل پیاده رو و موتور سیکلت ساکنین که از روی کم لطفی آن ها را در پیاده روی این خیابان پارک کرده اند، دیگر آنقدر ها فضا برای عبور ساکنین ندارد؛ چه برسد به آنکه خانواده ای وسیله ی خنک کننده ی خود را به جای بستن در پشت بام منزل، در وسط پیاده رو ببندد و همان فضای کوچک عبور و مرور را هم از رهگذران بگیرد. از طرفی، کافیست تا به خود این خنک کننده نگاهی بیاندازیم تا کشیده شدن ناخن سرسام آور و روی اعصاب بودن صدای موتور فرسوده ی آن در یک شب تابستانی را، روی استخوان های جمجمعه مان حس کنیم و در ذهنمان برای خلاصی از این صدای آزار دهنده چاره اندیشی کنیم. حالا اگر هم بودجه ای برای تعویض این کولر در بساط نبود، ایرادی ندارد. کافیست تا آن را به پشت بام این ساختمان بفرستیم تا هم از شر صدای مطمئنا آزار دهنده ی آن خلاص شویم و هم فضایی را در پیاده رو باز کنیم تا عابرین هم راحت تر تردد کنند.
عکس:https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEilpzH0273HiRnvzz1dls8AvQ79ObEUul4q3Lyvm339fjV3ZryUq8R7qMDAfEs-dLfv1Z7zppNhEKse9Ba9Q0-huLXgkU2ywrZk0PVFaXPzXZ5DcUmoLuNSDBxKtu4DRfvE5SP8OoNRWww/s1600-h/IMG_0080.jpg
اکثر محله های منطقه 16 دارای بافتی سنتی اند، آدمهایی که به اصول سنتی و اصیل اجتماعشان پایبند اند. این درست است که بعضی از محله ها، مانند محله جوادیه، ساختمان ها را نو کرده و دیگر خبری از بافت ساختمانی فرسوده در آنها نیست، اما دل مردم این محلات، مثل گذشته، همانطور مهربان است. شاید از ویژگی های مهم مردم منطقه مان هم بتوان به روحیه مذهبی و دیندارشان اشاره کرد که همواره، در هر رویداد مذهبی ای و در هر لحظه و زمانی ، این روحیه را بروز دادند و در این زمینه اعلام آمادگی کرده اند. تصویر باالا هم نمونه ابراز این دیدگاههای مذهبی است. بستری برای روشن کردن شمعهای نذری و نیاز کردن در شب های جمعه و دیگر زمان های مقدس، که معاوم است بدست ساکنین محله ی خزانه در این محل بنا شده است. تا تمام آنهای که نذر و نیاز دارند، با دعا در این مکان به حاجتشان برسند.
خیابان شهید عباسی
شماره ی پیش در همین صفحه، مطلبی درباره ی یکی از تیرهای برق و جعبه برقی کار کردیم که از پایه مشکل داشتن و هر لحظه ممکن بود مشکلی را ایجاد کنند و حتی در شرایطی هم فاجعه ای را رقم بزنند. یکی از تصاویر این هفته ی صفحه ی شاهد عینی هم درباره ی مشکلات یکی دیگر از جعبه برق های منطقه است. جعبه برقی که در خیابان شهید عباسی محله ی خزانه قرار دارد، و به علت مسائل ایمنی، آن را در اتاقکی که با درهای فلزی در اطرافش حفاظت می شود قرار داده اند، که مشکلی برای ساکنین محله و منطقه ایجاد نکند. اما مشکل آنجاست که یکی از در های این اتاقک محافظ از جایش کنده شده و امکان نفوذ به داخل آن به سهولت امکان پذیر است. مطمئنا هیچ فرد عاقل و بالغی بی دلیل وارد این اتاقک نمی شود، اما کافیست که کنجکاوی یک کودک بازیگوش او را به این جذب کند، تا حادثه ای ناگوار را برای او به رقم بزند.
بعضی اوقات، امکان بوجود آمدن خیلی از اتفاقات نادرست، نداشتن تمرکز کافی، و یا وقت لازم برای انجام آن کار است. معمولا در چینین شرایطی ، کارها به خوبی پیش نمی رود، و با بی دقتی هایی مواجه میشود. اهمیت نداشتن بعضی از کارها برایمان هم از آن دست مواردی هست که می تواند باعث اتفاق افتادن بی دقتی ها و عدم صحیح بودن کارهایمان شود. این توضیحات را شاید بتوان از معدود دلالیل ممکن برای چنین ریخت و پاش هایی که همه روزه در کنار زباله دانی های بعضی از کوچه ها و خیابان ها شاهد آن هستیم دانست. این ماجرا، که ممکن است شخصی که زباله ها را حمل می کرده، دچار کمبود وقت شده باشد، و یا اینکه اگر افتادن زباله در درون یا بیرون زباله دانی اصلا برایش مسئله ی مهمی نباشد و تنها فکرش به دور کردن زباله ها از خود باشد. اما چیزی که واضح است ، این است که ریشه ی این اتفاق هرچیزی هم که باشد، این چنین دقع کردن زباله، کار صحیحی نیست.
خیابان دستواره
بافت فرسوده ی ساختمان های شهر، از آن دست مسائلی است که شهرداری سالهاست با آن دست و پنجه نرم می کند و به هر شکلی برای درمان آن راه حلی های متفاوتی را پیش می گیرد. راه حل هایی مانند بازسازی ساختمان و یا مرمت، یا حتی تخلیه و تخریب ساختمان، از متداول ترین راه حل های از بین بردن این بافت فرسوده و جایگزین کردن بافت نو به جای آن است. شاید از خود بپرسید که حالا وجود بافت فرسوده چه آسیبی می تواند به شهر بزند؟ مگر غیر از اینکه از تغییر چهره ی شهر جلو گیری می کند؟ بهتر است به این سوال اینطور پاسخ دهیم که از دلایل اصلی تلفات در بلایای طبیعی مانند زلزله، نداشتن استحکام ساختمان ها و همچنین فرسوده بودن مصالح مورد استفاده در آن هاست، که به راحتی، با حداقل نیروی مورد نیاز برای تخریب، روی سر ساکنین آن منزل و ساختمان خراب می شوند. از طرفی،بهتر است این را بدانیم که معماری ساختمان هاا در هر دوره ای از زمان، زیبایی شناسی خاص خود را دارد، که این عناصر، بر اساس نیاز و ذائقه ی ساکنین، تغییر می کند. برای مثال، به علت رشد سریع جمعیت شهر و افزایش تعداد ساکنین آن، احتیاج به مسکن هم افزایش پیدا کرده، و به دلیل کمبود فضای سکونت، هم اکنون خانه های دو طبقه ی قدیمی، جای خود را به آپارتمان های چند طبقه می دهند، که هم فضای کافی برای ساکن شدن چند خانواده را داشته باشد، هم ضریب امنیتی بالایی را. حالا از این توضیحات که بگذریم، این را خوب می دانیم که منطقه ی 16 نسبت به سایر مناطق شهر تهران دارای بافت نسبتا قدیمی تری است، و متاسفانه خیلی از این خانه ها که اکثرا هم متروک و خالی از سکنه اند، همانطور در محلشان رها شده اند و به دلیل اینکه مورد رسیدگی قرار نمی گیرند، با سرعت بیشتری رو به فرسایش اند. از طرفی، شکایت بعضی از ساکنین محل، مبنی بر جمع شدن معتادان در این خانه های متروک و پاتوق شدن چنین ساختمان هایی برای آنان از نمونه دلایلی است که نشان می دهد این ساختمان های متروک، نه تنها از لحاظ زیبایی و امنیت برای منطقه مشکلاتی را بوجود آورده، بلکه از لحاظ آسایش هم برای ساکنین مشکلاتی را ایجاد کرده است.شاید بهتر این باشد که مامورین زحمتکش شهرداری، مسئله ی بازسازی بافت فرسوده ی این منطقه را با سرعت بیشتری ادامه دهند؛ تا هر چه سریع تر چنین مشکلاتی در محل از سر راه آسایش ساکنین برداشته شود.
عکس:http://www.4shared.com/file/232391546/5bff4b3c/Picture_113.html