۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

مطمئنا برای خیلی از ماها این وضعیت پیش آمده که در قسمتی از پیاده روی یک کوچه و یا خیابانی راه می رفته ایم و ناگهان با هیبت خودرویی در پیاده رو مواجه می شویم که قسمتی از پیاده رو را بسته و عابرین نمی توانند از آن قسمت عبور کنیم. معمولا در این زمان در دلمان به راننده ناسزا می گوییم که چرا خودرویش را این چنین پارک کرده که کسی نتواند از پیاده رویی که حق عابران است عبور کند. مطمئن این حرکت یک خودخواهی کامل است. در تصویر بالا هم نمونه ی این خود خواهی را به وضوح می بینیم. خودرویی که با پارک نامناسب اش پیاده رو را کاملا بسته است. در این مواقع بهتر است که آقای راننده به فکر زمان های پیاده روی خود و ناسزاهایی که به دیگر رانندگان خاطی کار می دهد بیوفتد، تا دیگر خودرویش را اینطور پارک نکند.

عکس: https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEhsS4RP1qqZH3l_mNszt-Ioys_CjEdF1c1EtfnltzmWtc5t17gn63dTasia4luPhvqVV0HQbAGJr1Qt4eonx-IDm5PvxdjVCQ6Pez0dO4sYNm4wp4A2t49uRiKyrJUibPIhQabBHVduYBQ/s1600-h/IMG_0103.jpg

متاسفانه ریختن نا به جای زباله ها در کوچه و خیابان های سطح شهر، به جوی های آب ، یا کناره های سطل های زباله منتهی نمی شود. بعضی ها برای دفع زباله های خود خلاقیت هایی را خرج می کنند که اگر این خلاقیت ها را در جاهای مناسب تری خرج می کردند، مطمئنا انسان های موفق تری میشدند. نمونه ی این خلاقیت ها هم سنگ های جلوی متروی علی آباد است که بعضی ها به خاطر اینکه این سنگ ها شکل و شمایلی نزدیک به سطل های زباله دارند، رسما این استفاده را از آن ها می کنند و زباله های خود را درون گودی این سنگ ها میریزند. جالبی این ماجرا هم برای زمانیست که بدانیم درست با چند قدم فاصله از این سنگ ها زباله دان بزرگی در محوطه ی مترو قرار دارد که هر کسی می تواند زباله هایش را در آنجا دفع کند. اما راز اینکه چرا بعضی ها دوست ارند زباله هایشان را اینطور دفع کنند، معلوم نیست.

عکس: https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEj_nrPzs8EhKAgjXu8GkgYLADGBU7oMpWz9FsdBM65weh3-YLw53JwrKk4kbkidXrLrp2LlaknLAXoEeTSKr53K-pcFwchgLHIWurOAREQ4dyDrmAbl8XBkChNuBMxOqYAKNLMenNNhefo/s1600-h/IMG_0097.jpg

شاید بتوان از ساختمان های درحال ساخت و سازی که مسائلی مانند حریم شخصی و عمومی را رعایت نمی کنند به عنوان نمونه ای از در بی نظمی های اتفاق افتاده در کوچه ها و خیابان ها ا نام برد. مهندسانی که نقشه ی حاضر شدن هر چه سریعتر ساختمان ها را می کشند و کارگرانی که به خاطر سریعتر انجام شدن کارها مجبور اند مصالح و بار ها را در هرجایی از کوچه و خیابان خالی کنند. با این حال بعضی ها هم هستند که به حریم دیگران احترام می گذارند و ساختمان سازیشان را طوری پیش می برند که برای دیگر همسایه ها مشکلی ایجاد نکنند. نمونه کار این کارگران درستکار را هم در تصویر زیر می بینیم، ساختمانی که دورش را با در و پنجره های ساختمان قدیمی حصار کشیده اند تا نه مصالح به این طرف و آن طرف پخش شود، و نه ناخود آگاه فضای خیابان اشغال شود.

عکس: https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjfuFu5Ap3hoFoyTr3nJF8VSTxi96zuJRhrunFggmCqQtyzU79IMtdS2m3JM95uaHqEVvJnTIFNjccv4VcvjdkycX8FTJ8ZmWStK32wuDYf1zSyirYcmW7wCBZU-Z9ygzIqGONGWrwTMl0/s1600-h/Picture+110.jpg

نمی دانیم چرا تازگی ها جای خیلی از چیزها عوض شده و عده ای دوست دارند تا بسیاری از آنچه که برای خود جایگاه مخصوصی دارند را در جاهای مختلف و عجیب قرار دهند. چسباندن آگهی روی تابلوی راهنمایی و رانندگی به جای تابلوی اعلانات، بستن گاری به درخت به جای قرار دادن در حیاط و یا جایگاه مخصوص، پارک خودرو در پیاده رو به جای پارک کردن در خیابان و ... از نمونه های آشنای این جابجایی ها در زندگی ما شده. معمولا نتیجه ای که این جا به جایی ها در زندگی مان ایجاد می کند، بی نظمی خاصی است که چه از نظر مالی و چه از نظر زمانی به ما ضرر می زند و خودمان هم می دانیم که تنها راه از میان برداشتن این بی نظمی ها ، از بین بردن چنین عادات بدمان در زندگی روزانه مان است. تصویر کنار هم نمونه ی عجیب و کم تر دیده شده ای از این نوع بی نظمی ها است. کولری که در وسط پیاده رویی قرار دارد و از آن برای خنک کردن خانه و یا کارگاهی در زیر زمین یک ساختمان تقریبا قدیمی استفاده می شود. با همان نگاه اول به عکس می توان فهمید که پیاده روی کوچک خیابان قربانی که این کولر را در خود جای داده، با وجود تیر برق، درخت ها ی داخل پیاده رو و موتور سیکلت ساکنین که از روی کم لطفی آن ها را در پیاده روی این خیابان پارک کرده اند، دیگر آنقدر ها فضا برای عبور ساکنین ندارد؛ چه برسد به آنکه خانواده ای وسیله ی خنک کننده ی خود را به جای بستن در پشت بام منزل، در وسط پیاده رو ببندد و همان فضای کوچک عبور و مرور را هم از رهگذران بگیرد. از طرفی، کافیست تا به خود این خنک کننده نگاهی بیاندازیم تا کشیده شدن ناخن سرسام آور و روی اعصاب بودن صدای موتور فرسوده ی آن در یک شب تابستانی را، روی استخوان های جمجمعه مان حس کنیم و در ذهنمان برای خلاصی از این صدای آزار دهنده چاره اندیشی کنیم. حالا اگر هم بودجه ای برای تعویض این کولر در بساط نبود، ایرادی ندارد. کافیست تا آن را به پشت بام این ساختمان بفرستیم تا هم از شر صدای مطمئنا آزار دهنده ی آن خلاص شویم و هم فضایی را در پیاده رو باز کنیم تا عابرین هم راحت تر تردد کنند.


عکس:https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEilpzH0273HiRnvzz1dls8AvQ79ObEUul4q3Lyvm339fjV3ZryUq8R7qMDAfEs-dLfv1Z7zppNhEKse9Ba9Q0-huLXgkU2ywrZk0PVFaXPzXZ5DcUmoLuNSDBxKtu4DRfvE5SP8OoNRWww/s1600-h/IMG_0080.jpg

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر